به گزارش خبرنگار اقتصاد باما؛ در شرایطی که تحریمهای مالی، دسترسی ایران به شبکه بانکی بینالمللی را محدود کرده، پیوستن احتمالی تهران به بانک توسعه جدید بریکس میتواند یکی از مهمترین تحولات در سیاست مالی خارجی کشور باشد؛ نهادی که طی سالهای اخیر تلاش کرده تامین مالی پروژههای توسعهای را از وابستگی کامل به بازارهای مالی غربی دور کند.
عبدالناصر همتی، رئیس کل بانک مرکزی مردادماه اعلام کرد ایران به زودی به بانک توسعه جدید خواهد پیوست و همزمان بر گسترش همکاریهای پولی با اعضای بریکس و استفاده از ارزهای ملی تاکید کرد. با این حال، در زمان انتشار این گزارش، نام ایران هنوز در فهرست رسمی اعضای بانک قرار نگرفته و رویترز نیز در مردادماه گزارش داده بود که بخش ارتباطات بانک توسعه جدید، عضویت ایران را تایید نکرده است.
این تفاوت میان «اعلام آمادگی برای عضویت» و «عضویت رسمی» اهمیت دارد؛ زیرا اثر اقتصادی این اتفاق زمانی قابل اندازهگیری خواهد بود که ایران علاوه بر عضویت، بتواند از ابزارهای تامین مالی و پرداخت این نهاد استفاده عملی کند.
بانک بریکس دقیقا چه چیزی در اختیار ایران میگذارد؟
بانک توسعه جدید در سال ۲۰۱۵ توسط برزیل، روسیه، هند، چین و آفریقای جنوبی تاسیس شد و برخلاف یک بانک تجاری معمولی، ماموریت اصلی آن تامین مالی زیرساخت و توسعه پایدار در اقتصادهای نوظهور است. دامنه این بانک نیز طی سالهای اخیر توسعه یافته و با پیوستن ازبکستان در ژوئن ۲۰۲۶، تعداد اعضای رسمی آن به ۱۰ کشور رسیده است.
مقیاس فعالیت بانک نیز دیگر صرفا نمادین نیست. بر اساس اطلاعات رسمی NDB، تا ۳۰ ژوئن ۲۰۲۶ این بانک ۱۴۱ پروژه را با مجموع تامین مالی ۴۴ میلیارد دلار تصویب کرده و ۲۵ میلیارد دلار نیز از این منابع پرداخت شده است. نکته مهمتر برای ایران، جهتگیری جدید بانک در زمینه ارزهای محلی است. رئیس NDB در نشست سالانه ۲۰۲۶ اعلام کرده که تامین مالی با ارزهای محلی، سوآپ ارزی، ضمانتها، تامین مالی تجارت و ابزارهای تقسیم ریسک قرار است بخش مهمی از جعبهابزار آینده بانک باشد.
این رویکرد میتواند برای ایران اهمیت ویژهای داشته باشد. زیرا مشکل اصلی اقتصاد ایران صرفا «نداشتن دلار» نیست؛ بلکه دسترسی محدود به کانالهای رسمی انتقال پول، ریسک تحریم طرف معامله و هزینه بالای تسویه بینالمللی است. بنابراین اگر NDB بتواند برای پروژههای ایرانی تامین مالی با ارزهای محلی یا سازوکارهای مشابه فراهم کند، بخشی از ریسک ارزی و تامین مالی پروژهها کاهش خواهد یافت. برای نمونه، ایران میتواند به جای تامین همه منابع یک پروژه زیرساختی از مسیرهای دلاری، بخشی از منابع را در قالب یوان، روبل یا سایر ارزهای مورد استفاده اعضا دریافت کند.
نقطه قوت اصلی؛ تامین مالی زیرساختهای ایران
اگر عضویت ایران نهایی شود، یکی از مهمترین مزیتهای آن میتواند تامین مالی پروژههایی باشد که سالها به دلیل محدودیت منابع یا دسترسی نداشتن به فاینانس خارجی متوقف ماندهاند. حملونقل ریلی، انرژی، آب، برق، زیرساختهای شهری، فناوری و انرژیهای پاک از جمله حوزههایی هستند که در سبد پروژههای NDB قرار دارند. این بانک در سال ۲۰۲۵ نیز ۱۹ پروژه جدید به ارزش ۳.۱۷ میلیارد دلار تصویب کرد و مجموع پروژههای موجود در سبد آن در پایان سال به ۱۱۵ پروژه با ۳۵.۶ میلیارد دلار تامین مالی رسید.
برای ایران، این ظرفیت در حوزههایی مانند توسعه شبکه ریلی، انتقال آب، بهینهسازی مصرف انرژی و توسعه زیرساختهای برق اهمیت زیادی دارد. با این حال، بهرهگیری از این منابع نیازمند پروژههایی با مطالعات اقتصادی، مدل درآمدی و چارچوب حقوقی قابل قبول برای بانک است؛ بنابراین صرف عضویت، منابع مالی را به صورت خودکار وارد اقتصاد ایران نمیکند. از سوی دیگر، NDB در سال ۲۰۲۶ به طور جدی روی جذب سرمایه خصوصی نیز تمرکز کرده است. این موضوع میتواند در صورت فراهم شدن شرایط، به ایران اجازه دهد به جای اتکا صرف به منابع دولتی، از مدلهای مشارکت عمومی و خصوصی و تأمین مالی ترکیبی استفاده کند.
آیا بریکس میتواند تجارت ایران را از دلار جدا کند؟
پاسخ کوتاه این است؛ تا حدی اما نه به صورت کامل و فوری. موضوع ارزهای محلی در سال ۲۰۲۶ بیش از گذشته در دستور کار بریکس قرار گرفته است. هند نیز در آستانه اجلاس دهلینو به دنبال پیشبرد اتصال پرداختهای دیجیتال و حتی بررسی ارتباط میان ارزهای دیجیتال بانکهای مرکزی اعضا است.
هدف این طرح، تسهیل پرداختهای فرامرزی و افزایش استفاده از ارزهای ملی عنوان شده است. همزمان، در نشستهای مالی بریکس، اتصال شبکههای پرداخت ملی و ایجاد زیرساختهای عملی برای تسویه معاملات مورد توجه قرار گرفته است. همتی نیز پیشنهاد ایجاد یک «کریدور مالی بریکس» و اتصال شبکههای پرداخت کشورهای عضو را مطرح کرده است.
اگر این ایدهها از مرحله مذاکره عبور کنند، برای ایران اهمیت زیادی خواهند داشت؛ چراکه یک سیستم پرداخت چندجانبه میتواند هزینه و زمان تسویه تجارت را کاهش دهد و بخشی از وابستگی به زیرساختهای مالی تحت نفوذ غرب را کم کند.
اما اینجا یک محدودیت اساسی وجود دارد و آن عدم توازن تجاری است. تجارت با ارز محلی زمانی به خوبی عمل میکند که دو طرف حجم قابل توجهی از نیازهای یکدیگر را پوشش دهند یا سازوکار سوآپ و تسویه چندجانبه وجود داشته باشد. در غیر این صورت، ارز ملی طرف مقابل ممکن است صرفا به یک دارایی واسط تبدیل شود که در نهایت نیاز به تبدیل یا تسویه دیگری خواهد داشت.
اهمیت احتمالی عضویت ایران در بانک توسعه جدید را نباید کوچک شمرد. بریکس امروز به دنبال ساخت یک «ارز واحد» برای جایگزینی دلار نیست. حتی هند که در سال ۲۰۲۶ ریاست این گروه را بر عهده دارد، بیشتر روی تسهیل پرداختهای فرامرزی، اتصال زیرساختهای دیجیتال و افزایش استفاده از ارزهای ملی تمرکز کرده است. اختلافات سیاسی و اقتصادی میان اعضا نیز همچنان مانعی جدی برای ایجاد یک نظام مالی یکپارچه است.
برای ایران، بنابراین مهمترین دستاورد عضویت در NDB نه «حذف دلار»، بلکه افزایش گزینههای مالی است؛ گزینههایی برای تامین مالی پروژهها، استفاده از ارزهای محلی، توسعه تجارت با اعضای بریکس و کاهش تمرکز ریسک روی کانالهای مالی غربی. اگر این عضویت با اصلاح نظام بانکی داخلی، شفافیت پروژهها، توسعه پیمانهای پولی دوجانبه و ایجاد زیرساخت پرداخت همراه شود، میتواند به تدریج بخشی از هزینه تحریم مالی را کاهش دهد.
اما اگر عضویت صرفا به یک عنوان بینالمللی محدود شود و پروژه قابل تامین مالی، شبکه پرداخت و سازوکار تسویه عملیاتی شکل نگیرد، بانک بریکس نیز به فهرست طولانی ظرفیتهایی اضافه خواهد شد که ایران عضو آنهاست اما اثر ملموسی در تجارت خارجی کشور ایجاد نمیکنند. به بیان دقیقتر، بانک توسعه جدید میتواند یک درِ تازه برای اقتصاد ایران باز کند اما عبور از این در، نیازمند ساختن مسیر مالی در داخل و توافق بر سر نحوه تسویه در خارج است.
منبع: eghtesademoaser
